پیام خوزستان

آخرين مطالب

گزارش مهر از شرکت کهنسالان در راهپیمایی اربعین

روایتی از سفری متحیر کننده/ کهنسالانی که با پای دل راهی شدند مقالات

روایتی از سفری متحیر کننده/ کهنسالانی که با پای دل راهی شدند

  بزرگنمايي:

خوزستان آنلاین - شلمچه - اربعین که از راه می رسد همه عزم رفتن می کنند حتی آنهایی که پیری، لرزه بر قامتشان انداخته هم عشق تمام این سال ها را بر دوش می کشند و رهسپار می شوند تا به مرادشان «حسین» برسند.

 سیده فاطمه هلالات: اشک می ریزد. با هر نوحه اشک می ریزد. چشمانش گود افتاده. نمی داند چند ساله است، بین 75 تا 80 را شک دارد. روی 80 می ایستاد، شاید چون رقم رندتری است. می گوید از بعد از آزاد شدن مسیر رفتن به کربلا، هرسال به کربلا رفته و باز هم در حساب و کتابش تعداد سال ها به 15 می رسد.
حجی مالح عصایش را روی موکت قهوه ای کنار پای راستش گذاشته و پاهایش را دراز کرده تا استراحت کند، اما تصمیم دارد پیاده راهی کربلا شود. ادعا می کند می تواند. می گوید: پارسال از حله تا کربلا را پیاده رفتم دو روز راه بود و من دو روز پیاده رفتم.
«حاج مالح حزباوی» از اهواز به اتفاق 9 نفر از اعضای خانواده که همسر و فرزندان و نوه ها هستند عازم مرز شلمچه شده است تا از آنجا راهی کربلا شوند.
وقتی می پرسی که چرا هر سال؟ می گوید «محبت امام حسین(ع) در قلبم است» و گریه می کند. نم چشم ها را با چفیه اش می گیرد و باز شانه هایش تکان می خورد.
جاذبه شور حسینی
این شوق انگار همه گیر است. مشدی قنبر که از شیراز به شلمچه آمده تا برای بار سوم در اربعین به زیارت آقا برود هم همین احساس را دارد. می گوید: به محض اینکه ماه محرم می شود شور حسین در دلم می افتد که باید حتما به زیارت بروم.

عشق است حسین
با فاصله کمی از مشدی قنبر، پیرمردی دیگر ایستاده لابه لای صحبت ها با صدای بلند تکرار می کند: «عشق است حسین».
به او کربلایی می گویند. به قول خودش کربلایی حسین! از آغاجاری آمده تا بعد از هشت سال برای دومین بار به زیارت امام حسین(ع) برود: «سال 88 رفتم زیارت بعد مشکلات داشتم نتوانستم بروم امسال آمده ام که بروم».
می گوید: عشق امام حسین خاموش شدنی نیست. همه جا هست.
برای حاجت روایی آمده است. حاجت دارد اما نه از جنس حاجت های زمینی: «می روم برای آن دنیا. می خواهم بروم از آقا بخواهم شفاعتم کند».
کربلایی برای حج تمتع هم ثبت نام کرده با ذوق زدگی تعریف می کند که سال آینده راهی خانه خدا خواهد بود و می شود حاجی. اما باز هم دلش کربلایی است و باز هم بتواند اربعین می آید.
از میان این جمع مردی دیگر با موهای یک دست سفید را هم می بینم. از تهران آمده اما حاضر نیست بیشتر توضیح دهد. می گوید: نیازی نیست بگویم چند بار است راهی کربلا شده ام. توفیقی است که نصیب شده است.
حتی حاضر نمی شود خودش را معرفی کند می گوید: شما بنویس زائر....

او فقط از هدف سفرش می گوید: می خواهیم به امام زمان(عج) بگوئیم که ما به محبت تو گریه می کنیم و این اربعین که به این زیبایی انجام می شود، برای این است که با هر قدم به امام زمان نزدیکتر شویم و بتوانیم برای این مصیبت و رنج هایی که بانو زینب کشیده مرحم دل امام زمان باشیم.
رفتن پا نمی خواهد
ننه عفت را اما پاهایش به زیارت نمی برد. می گوید رفتن پیش آقا پا نمی خواهد. او هم با سر می رود. صدای ویلچر ننه عفت روی آسفالت در صدای نوحه خوانی و همهمه جمعیت گم می شود.70 ساله است و 10 سالی هست که دیگر نمی تواند روی پاهایش بیاستد و قدم بردارد.
ننه عفت با پسر و عروس و نوه اش از کرمان به شلمچه آمده است. قبلا به کربلا نرفته و بی صبرانه منتظر دیدن بین الحرمین است.
بقچه ای سفید روی پاهایش گذاشته است. پسرش گله می کند که آوردن این ها نیازی نبود اما گوش ننه عفت بدهکار نیست. می ترسد سرما ناغافل از راه برسد و او بیمار شود و سفرش ناتمام بماند.
«عاقبت بخیری. شفای مریض ها. خوشبختی جوانان» آرزوهای این بانوی سالخورده است. می رود که همین ها را از مرادش، حسین بن علی(ع) بخواهد. دست های پر چینش هنوز رو به آسمان است که ویلچر دل جمعیت را می شکافد و به سمت گیت های خروج می رود...
مثل حاجی و مشدی و کربلایی کم نیستند. اینجا و در شلمچه، کهنسالان زیادی هستند که عزم رفتن به زیارت کرده اند. عشق حسین پیر و جوان و زن و مرد نمی شناسد. در اربعین می توان همه نژادها و جنسیت ها و گروه های سنی مختلف را در یک قاب تصویر جا داد. تصویری که جهانی را به تحیر وا می دارد و هر ساله بر خالقان این تصویر زیبا اضافه می کند.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

روزنامه نور خوزستان: کتاب؛ برترین هدیه

هور نیوز: منتظر تشدید مهاجرت از خوزستان باشیم

چهارم خرداد: مسئولان ارشد خوزستان زنگ خطرها را جدی بگیرند!

سرمقاله نورخوزستان با عنوان ولادت شیرزن کربلا؛ روز پرستار

جشنواره ملی فولاد کشور؛اتفاقی بی بدیل

چرا کتاب‌فروشی کانون پرورش فکری خوزستان تعطیل است؟

ساماندهی دستفروشان، کار فراموش شده شهرداری خرمشهر

اشک در چشمان عوامل اجرائی جشنواره گل نرگس سال قبل

امحای زباله دردسر جدید خوزستانی‌ها

نورخوزستان : بصیرت مثال زدنی مردم در دفع فتنهِ 88

عصرجنوب:آلودگی و بیکاری،سهم جوانان مسجدسلیمان از نفت

موانع«پرورش ماهی در قفس»در خوزستان/موافقان و مخالفان چه می‌گویند؟

قدس آنلاین:سگ‌ها، ناطوران خطرناک شهرستان کارون

کنشگری در اهواز و شبکه‌های اجتماعی

روزنامه کارون : لطفا جدی بگیرید!

سودجویی پارکبانان در غفلت مسئولان آبادان و خرمشهر

فراوانی و انباشت زباله زخمی جدید بر پیکره آبادان

رهیاب: پایان کار کتانباف در شهرداری اهواز

نقدی بر نمایشگاه صنعت اهواز: نمایشگاه یا فروشگاه

کاش استقلال خوزستان قهرمان نمی‌شد!

کیانشهر، محله ای که آوازه اش تنها از دور خوش است

ضرورت حل ریشه ای مشکلات واحدهای تولیدی

ضرورت ایجاد مرکز منسجم اطلاع رسانی در زمان بحران

خورنا:شهردار جدید اهواز، بایدها و نبایدها

دست های بسته کارآفرینان دزفول در جنگ اقتصادی

فضیلت انگیزه!

آراس: اقتصاد تولید محور، رهیافتها و ضرورتها

خورنا: اهواز شهری چهل کلانتر با مردمی نجیب

نور خوزستان: انجمن اولیا و مربیان مهم ترین نهاد مدنی

فیل های اهواز بر روی خط مهاجرت

خوزستان، جولانگاه استوک دارهای غیربومی

مال‌آقا ؛ تکه‌ای از بهشت در شرق خوزستان

هفتاد من از املت دسته‌دار درآمده است!

هانانیوز: حکایت آشنای مهر و خون

مردم اهواز تا پای جان پای آرمان های امام و شهدا ایستاده اند

چراغ سبز برای ورزش های آبی اروند

ورزشگاه جهان‌آرا پشت خاکریز بی تدبیری

رهیاب:فرار عراقی ها از پرداخت پول برق علت آتش سوزی هورالعظیم

وقتی هدف در باشگاه فولاد گم می‌شود

بوی ماه مهر و دغدغه تحصیل در مناطق سخت گذر

هورنیوز: مفاسد اقتصادی هویت کش

آبادان نیوز: رسانه مستقل؛ بستر مطالبه‌گری است

اینجا ماهی‌ها در آب می‌میرند!

بخش نامه ای که کام ورزش خوزستان را تلخ کرد

هویزه در حسرت یک قطره آب!

تابانیوز: در مقابل شکایت از مخالفان انتقال آب کارون بایستیم

قزبافی (ابریشم بافی)؛ هنری که از یاد خوزستان می رود

شیر مادر؛ اکسیر عشق و زندگی

بی تفاوتی آفت حرفه خبرنگاری

همای خوزستان:هژمونی رسانه های انقلابی در مصاف با امپریالیسم